فاطمه جان احمدى
222
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
تحول اين صنعت نقشى بسزا بر عهده داشتند . واژه « كيميا » « 1 » و « شيمى » « 2 » به رغم تطابق معنايى ، . داراى دو معناى متمايزند . « 3 » يكى از نخستين سرآمدان علم كيميا ( شيمى ) جابر بن حيان خراسانى است . او از ناموران شيعى كوفى و از شاگردان امام صادق عليه السلام به شمار مىآيد . « 4 » وى در ميان اروپاييان به « rebiG » موسوم است و بعدها عنوان پدر علم شيمى را نيز به خود اختصاص داد . پدر جابر ، صيدلانى ( داروفروش ) بود . نظريات او در تركيب مواد و دستور تهيه آنها و يا چگونگى مطالعه علم شيمى و نحوه پيدايش فلزات بسيار درخور توجه است . دومين دانشمند برجسته عرصه علم شيمى محمد بن زكرياى رازى ، دانشمند مسلمان ايرانىتبار است كه در تبيين علم شيمى دستى توانمند داشت . تلاشهاى او در صورتبندى علم نوين كيميا درخور تحسين است . افزون بر كتابهاى بسيارى كه در زمينه شيمى و طب نوشته است ، كشفيات متعددى نيز به او منسوب است . كشف دو ماده زيت الزاج ( اسيد سولفوريك ) و الكل از يافتههاى علمى اوست . دستاوردهاى علمى رازى به اروپا رفت و در علم شيمى تحولات عظيمى را ايجاد نمود . مسلمانان در كنار كشف معادن با موادى چون جوهر گوگرد ، تيزاب سلطانى ، نفت و قير آشنا شده ، به تدريج از آنها براى توسعه اين صنعت بهره بردند . وسايل و ادوات كيمياگرى اسلامى چون « المبيك » « 5 » يا دستگاه تقطير ( الانبيق ) هنوز با اسامى عربى آن كاربرد دارند . « 6 » . غرب پيش از ترجمه متون كيمياى اسلامى ( شيمى ) به زبان لاتين ، در قرن يازدهم ميلادى به اين علم آگاه نبود ، از اين رو با ترجمه آثار ابوحيان و رازى علم شيمى نيز در آنجا بنيان گرفت . « 7 »
--> ( 1 ) . 1 . alchemy . ( 2 ) . 2 . . ( 3 ) . واژه كيميا احتمالًا داراى ريشهاى مصرى است و گويا به خاك سياهى اطلاق مىشده كه پس از طغيانرود نيل و تهنشين شدن رسوبات بسيار حاصلخيز آن ، در دو سوى اين رود بر جاى مىمانده و كشاورزى را در جلگه نيل آسان مىنموده است . بنا بر قولى كيميا صرفاً صورت پيشينى و مقدماتى شيمى نبوده ، بلكه علم ماورايى و علم موادى بود كه با پزشكى ارتباط داشت و با دلالتهاى رمزى و ارتباط با حالات روحى ، به سلامت جسم و روح كمك مىكرد . ( بنگريد به : سيد حسن نصر ، جوانان مسلمان و دنياى متجدد ، ترجمه مرتضى اسعدى ، ص 138 و 139 . ) ( 4 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 435 . ( 5 ) . 3 . alembic . ( 6 ) . على عبدالله الدفاع ، إسهام علماء العرب و المسلمين فى الكيمياء ، ص 77 - 51 . ( 7 ) . سيد حسن نصر ، جوانان مسلمان و دنياى متجدد ، ترجمه مرتضى اسعدى ، ص 140 .